مرغ عشق

دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم

نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم

ابروی یار در نظر و خرقه سوخته

جامی به یاد گوشه محراب میزدم

هر مرغ عشق کز سر شاخ سخن بجست

بازش ز طره تو به مضراب میزدم

روی نگار در نظرم جلوه می نمود

وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم

چشمم بروی ساقی و گوشم بقول چنگ

فالی بچشم و گوش درین باب میزدم

نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم

بر کارگاه دیده بیخواب میزدم

ساقی بصوت این غزلم کاسه میگرفت

میگفتم این سرود و می ناب میزدمچ

خوش بود وقت حافظ و فال و مراد و کام

بر نام عمر و دولت احباب میزدم

کلمات کلیدی: اشعار حافظ - مرغ عشق

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 خرداد 1388    | توسط: صادق    |    |
نظرات()